از کلمبیا تا ژنو

 تجربه‌هایی که از آنها درس گرفته نمی‌شود!

چه موافق و چه مخالف نمی‌توانیم این واقعیت را انکار کنیم که احمدی‌نژاد رییس‌جمهور قانونی ایران است. معنای این واقعیت آن است که احمدی‌نژاد نماینده مردم ایران برای اداره کشور است! کاری به این نداریم که آرای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری با وجود کشیده شدن انتخابات به دور دوم پایین‌تر از آن بود که بتوان گفت او آرای دست‌کم نیمی از افراد دارای حق رأی را دارد! به نظر من این نکته‌سنجی‌ها اهمیتی ندارد! مهم آن است که او در یک رقابت انتخاباتی توانست بر کرسی ریاست جمهوری ایران تکیه بزند. اکنون او رییس‌جمهور ایران است و این یعنی احمدی‌نژاد به نمایندگی از جمهور یا همان مردم باید سخن بگوید و چنان رفتار کند که در پایان دوره ریاست‌جمهوری‌ جمهور یا همان مردم در تمام زمینه‌ها خود را یک گام و یک مرحله جلوتر از گذشته ببینند! در این نوشتار به حوزه‌های دیگر کاری ندارم. اما بنا بر برخی دلایل چنین می‌اندیشم که در زمینه کسب احترام و عزت بین‌المللی سونامی احمدی‌نژاد نتوانست بنا بر ذات ویرانگر خود جز ویرانی همان اندک احترام و عزت باقیمانده چیزی به بار آورد! احمدی‌نژاد بنا بر ویژگی‌های شخصیتی همواره دوست دارد مهاجم باشد تا مدافع! دوست دارد یک انقلابی باشد که علیه همه چیز و همه کس شورش کند! حتی اگر آن کس خودش باشد! همین روحیه تهاجمی است که به احمدی‌‌نژاد اجازه می‌دهد بیش از هر سوال‌شونده دیگری سوال را با سوال پاسخ بدهد! احمدی‌نژاد اگر صد سال هم رییس‌جمهور ایران باشد بنا بر شخصیت خویش نمی‌تواند آنچه را که می‌خواهد و بدان باور دارد نهادینه کند! او مرد تنهای شب است و از این جهت خرده‌ای بر وی نیست! چرا که او چنان رفتار می‌کند که هست! احمدی‌نژاد در نخستین تهاجم رسمی خود به اسرائیل سخن از محو این رژیم از صحنه جغرافیایی زد و در سخنرانی‌های بعد این موضوع به ترجیع‌بند سخنان احمدی‌نژاد تبدیل گردید. چنان که هیچ کس تردیدی در آرزوی قلبی وی-راست یا دروغ-برای نابودی اسرائیل نداشت! خوب بدیهی است اگر شما به عنوان رییس‌جمهور یک کشور خواستار نابودی یک کشور دیگر گردید به عنوان فردی جنگ‌طلب معرفی و سپس محکوم می‌گردید. چنان که در مورد احمدی‌نژاد گردید. تا اینجای کار همه چیز روشن است! احمدی‌نژاد صدها بار به شیوه‌های مختلف از نابودی اسرائیل سخن گفته است و هیچ گاه برای پنهان نمودن آن تلاش نکرده است. هر چند اکنون با صراحت قبلی از این موضوع سخن نمی‌گوید و فهمیده است که دنیای جدید زبان و ادبیات خاص خودش را دارد! اکنون سخن از برگزاری همه‌پرسی در میان مردم سرزمین‌های اشغالی برای انتخاب نوع حکومت می‌زند! اکنون سخن از تبعیض نژادی می‌زند! از حقوق بشر و ... اما شاید احمدی‌نژاد-به حکم ایرانی بودن خود- به اندازه کافی حافظه تاریخی‌اش به او یاری ندهد که نگاه واقع‌بینانه به دنیای اطراف خودش داشته باشد! اسرائیل یک دولت نژادپرست است. اسرائیل حقوق بشر را نقض می‌کند. اسرائیل در غزه دست به نسل‌کشی زد. بنیاد اسرائیل بر ترور و سرکوب است. همه این حرف‌ها درست. اما چرا هر وقت احمدی‌نژاد برای بیان این واقعیت‌ها پیش‌قدم می‌شود کسی سخنان وی را جدی نمی‌گیرد و بیش از آن که سخنان وی در نظر گرفته شود گوینده آن مورد توجه-البته از نوع منفی- قرار می‌گیرد! از شما می‌پرسم اگر به جای احمدی‌نژاد، نلسون ماندلا سخن از نژادپرست بودن اسرائیل می‌زد آیا باز هم با توهین و اهانت روبرو می‌گردید؟ با اطمینان نزدیک به یقین چنین اتفاقی رخ نمی‌داد. چرا؟ زیرا نلسون ماندلا پیشتر به مثابه بزرگترین دشمن اسرائیل سخن از محو شدن اسرائیل به میان نیاورده بود! چه موافق و چه مخالف باید بپذیریم احمدی‌نژاد مناسب‌ترین فرد برای سخن گفتن از جنایت‌های اسرائیل نیست بلکه بدترین فرد است! هیچ کس حرف احمدی‌نژاد را جدی نمی‌گیرد! کینه و نفرت ابراز شده او نسبت به اسرائیل اجازه نمی‌دهد که حرف‌های او-هر چند درست- جدی گرفته شده و اثری داشته باشند! تنها کسی که از این سخنان بهره‌مند می‌گردد اسرائیل است که با علم کردن پیراهن عثمان سخنان کینه‌توزانه احمدی‌نژاد اجازه نمی‌دهد حق چهره واقعی خودش را نمایان سازد و جنایت‌های این رژیم آشکار گردد!

خارج از متن:

1.       احمدی‌نژاد از ژنو برنگشته شد فاتح ژنو! بد نیست از کسانی که چنین لقبی را به وی داده‌اند-از قرار معلوم تلویزیون سی.ان.ان، پرسیده شود بر اساس چه دستاورد یا دستاوردهایی او را فاتح ژنو نام نهاده است؟ این که رییس‌جمهور یک کشور، اعتبار کشور خویش را صرف حمله‌ به یک کشور دیگر نماید که دستاوردی جز توهین و اهانت نداشته باشد آیا می‌تواند توجیه‌کننده لقب فاتح ژنو باشد؟ احمدی‌نژاد تنها رییس‌جمهور حاضر در ژنو بود و روشن نیست وی با کدام همتای خود مبارزه کرده است که توانسته فاتح ژنو نام بگیرد؟ نگویید وی شجاعانه به دولت اسرائیل و نژادپرستی این دولت حمله کرد! به نظر من، حمله‌ کردن بدون تدبیر نشان هر چیز که باشد نشان شجاعت نیست! به ویژه، چنان که گفتم، این حمله از سوی احمدی‌نژاد به اسرائیل نه تنها نشان شجاعت نیست که نشان هیچ چیز نیست جز کمک غیر مستقیم به اسرائیل برای رهایی از فشار بین‌المللی گروه‌های غیر دولتی حاضر در ژنو در محکوم کردن نژادپرستی این کشور! حمله احمدی‌نژاد به اسرائیل در چند سال گذشته ابتکار عمل گروه‌های غیر دولتی در محکوم کردن نژادپرستی اسرائیل را از بین ‌برده است! احمدی‌نژاد، چه موافق باشیم و چه مخالف، به عنوان دشمن اسرائیل معرفی شده و خیلی‌ها برای این که متهم به دشمنی با اسرائیل نشوند بهتر آن می‌دانند که  در حال حاضر انتقادهای خود از اسرائیل را کنار بگذارند!

2.       به نظر شما آیا می‌توان حمایت یا ستایش برخی افراد یا گروه‌های سیاسی غربی یا عربی را به مثابه افزایش اعتبار جهانی ایران دانست؟ پاسخ من منفی است. صرف‌نظر از انگیز‌ه‌های چنین افراد یا گروه‌هایی، هنگامی می‌توان از افزایش اعتبار جهانی ایران سخن گفت که این اعتبار جنبه عینی به خود بگیرد و در عرصه بین‌المللی اثرگذار باشد. آیا چنین است؟ کافی است به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران و یا به قطعنامه‌های پیشنهادی کانادا علیه نقض حقوق بشر در ایران بنگرید که در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب می‌گردد و قطعنامه ایران علیه نقض حقوق بشر در کانادا بنگرید که از حمایت لازم مجمع عمومی سازمان ملل جهت تصویب برخوردار نگردید! این که ما خودمان از خودمان تعریف کنیم و برای خودمان نوشابه باز کنیم دلیل بر این نمی‌شود که ما به یک قدرت بین‌المللی تبدیل شده‌ایم! به نظر من هر وقت توانستیم ترافیک تهران را حل کنیم می‌توانیم در مورد اداره جهان نیز برنامه ارایه بدهیم! باور کنید من خود شال و کلاه خواهم کرد و برای اعلام برنامه اداره جهان به هر کشوری-حتی بورکینافاسو-سفر خواهم کرد! 

۳.       بیانیه پایانی کنفرانس ژنو درباره نابردباری و تبعیض با حذف بندهای بیانیه کنفرانس دوربان-که در سال 2001 در آفریقای جنوبی برگزار گردید- درباره نژادپرستی اسرائیل و نیز تأکید بر فراموش‌ناپذیری هولوکاست برخلاف کنفرانس دوربان به یک دستاورد بزرگ برای اسرانیل بدل گردید. احمدی‌نژاد در چند سال گذشته بیشترین کمک را به اسرائیل کرده است. کار به جایی رسیده است که رییس سابق موساد «احمدی‌نژاد را بهترین هدیه برای اسرائیل» خوانده است. به گفته وی «احمدی‌نژاد دنیا را علیه ایران متحد کرده است. هر چیزی که او می‌گوید ثابت می‌کند که ایران امروز ایرانی است که شما نمی‌توانید با آن زندگی کنید. ما نمی‌توانستیم عملیات بهتری در موساد اجرا کنیم تا مردی مانند احمدی‌نژاد را در ایران به قدرت برسانیم». اگرچه این سخنان در کل مورد قبول نیستند اما در آن حقیقتی نهفته است که درک آن سخت نیست.

۴.       سخنگوی وزارت خارجه، قشقاوي، با اشاره به سخنراني دکتر احمدي‌نژاد در كنفرانس ژنو، با بيان اينكه براي پخش این سخنراني در این سطح، بايد حداقل 200 ميليارد تومان هزينه مي كرديم، اظهار داشت: به استناد آمار رسانه‌هاي معتبر جهاني حدود 700 ميليون نفر بيننده سخنراني آقاي احمدي‌نژاد بودند و اگر بنا بود مجلس شوراي اسلامي بودجه‌اي را براي اختصاص به رسانه‌های دنیا به منظور پخش این سخنراني تصويب كند، حدود 200 ميليارد تومان نیاز بود. خوب خدا را شکر می‌کنیم که در سال اصلاح الگوی مصرف 200 میلیارد تومان صرفه‌جویی انجام شد! این که این سخنرانی چه آثاری داشته و خواهد داشت به هیچ وجه مهم نیست! این که بیانیه پایانی کنفرانس به نفع اسرائیل تغییر یافته است به هیچ وجه مهم نیست! این که به غرور ملی ایرانیان توهین گردید مهم نیست! این که دبیرکل سازمان ملل از سخنان رییس‌جمهور ایران اظهار تأسف نماید مهم نیست! حتی وزیر امور خارجه روسیه نیز سخنان آقای احمدی‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده است! جالب نیست 189 کشور-از جمله ایران!- به اتفاق آرا برخلاف نظر آقای احمدی‌نژاد رأی داده‌اند و این یعنی یک سرافکندگی بزرگ برای ایران! با جنایت‌های بیشتری که اسرائیل از 8 سال پیش تاکنون انجام داده است به طور قطع اکنون بیشتر سزاوار محکومیت به عنوان یک رژیم نژادپرست است اما به لطف آقای احمدی‌نژاد اکنون این رژیم با استفاده از فضای به وجود آمده از سوی احمدی‌نژاد دست به هر کاری که می‌خواهد می‌زند و هیچکس هم جلودارش نیست!

۵.       سخنگوی وزارت خارجه با لحن التماس‌آمیزی از منتقدین خواسته است دست‌کم به همان اندازه‌اي كه به حركت اردوغان در اجلاس داووس مبنی بر محکومیت کشتار مردم بی‌دفاع غزه احترام نهادند و هيچ كسي آنرا محكوم نكرد و نگفت آن حركتي سياسي و شتاب زده است، به همان اندازه نسبت به اقدام آقاي احمدي‌نژاد توجه نشان دهند در حالي كه كار احمدي‌نژاد چندين برابر حركت اردوغان تأثيرگذاري داشت. در این که وی تأثیرگذاری سخنرانی احمدی‌نژاد در ژنو را تأثیرگذارتر از حرکت اردوغان بداند خرده‌ای نیست چرا که وی ندیم پادشاه هست نه بادمجان! اما چرا حرکت اردوغان تأثیرگذارتر بود؟ اردوغان هیچگاه سخن از نابودی اسرائیل نزده بود و روابط به قول معروف گرمی هم در مقایسه با دیگر کشورهای اسلامی با اسرائیل داشته و دارد. بدیهی است هنگامی که یک شخص بی‌طرف دست به نقد می‌زند تا زمانی که یک شخص دشمن همین کار را می‌کند تأثیرگذاری نقد شخص بی‌طرف بیشتر است! چنان که در بالا نیز گفته شد احمدی‌نژاد بدترین شخص برای نقد اسرائیل است! در پشت نقد احمدی‌نژاد نفرت موج می‌زند و به همین دلیل است که کسی حرف‌های وی را-هر چند درست- جدی نمی‌گیرد و به قول عامیانه هر چه وی می‌گوید تف سربالایی می‌شود و بر صورت مردم ایران می‌افتد!

۶.   سایت الف به نقل از خبرگزاری فارس اعلام کرده است که راهپيمايي خودجوش دانشجويي مردمي در حمايت از مواضع آزادي‌خواهانه احمدي‌نژاد در اجلاس ژنو امروز برگزار مي‌شود. اين راهپيمايي خودجوش دانشجويي مردمي امروز جمعه و پس از اقامه نماز جمعه از درب شرقي دانشگاه تهران تا ميدان فلسطين برگزار مي‌شود! جالب است! نه؟ اگر راهپیمایی خودجوش است چرا در متن خبر با فعل «برگزار می شود» از برگزاری آن در آینده خبر داده شده است. جالب اینجاست که مسیر این راهپیمایی خودجوش نیز از قبل طراحی شده است!