چه ناگهان است مرگ!!!
چه ناگهان است مرگ!!!
ماهی که گذشت و ماهی که اکنون تازه دو روز از آن گذشته است چه بسیار مرگ برای من و دوستان و آشنایان من با خود به همراه داشته و دارد! چند دقیقهای بیش نیست که خبر درگذشت یکی از خویشاوندان نزدیکم را دریافت نمودهام. عمرش از بیست و یک سال بیشتر نبود! علت مرگ از قرار معلوم سکته قلبی! روستاییزادهای بود بیادعا که در همان روستای زادگاهش- قرهتکان- از روستاهای کلات نادر به کشاورزی و دامداری مشغول و در همان خانه پدری ساکن بود! (چه راحت از فعل گذشته درباره او استفاده میکنم!). هر گاه که فرصتی به دست میداد و به روستای کودکیام قدم مینهادم تردیدی در رفتن به خانه آنها به خود راه نمیدادم. دیدار با آنها، اگرچه بیش از چند ساعت بیشتر به طول نمیانجامید، هم برای من و هم برای آنها شادیبخش و خاطرهانگیز بود! آنها بخشی از خاطرههای دوران کودکیام بودند. او چند سالی بود که ازدواج کرده بود و یک دختر یک ساله- کمتر یا بیشتر- از او به یادگار مانده است! در علت مرگ او گفتند که سکته کرده و تا به مشهد برسد جان باخته است! نمیدانم اگر پزشکی در روستا میبود باز هم چنین اتفاق شوم رخ میداد؟...
من جواد کارگزاری، دانشجوی دوره دکتری حقوق عمومی، هستم. هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به گسترش ادبیات و فرهنگ حقوق عمومی جدید میباشد. این وبلاگ افتخار دارد تا میزبان اندیشههای شما در حوزه حقوق عمومی، حقوق بشر و فلسفه حقوق باشد.