حداد عادل از لاریجانی بیاموزد:
انصاف به عدالت نزدیکتر است!
سخنان حداد عادل درباره نتیجه انتخابات اگر آتش اختلافات را بیشتر نکرده باشد بیتردید نتوانسته است آبی بر آتش اختلافها باشد. حداد عادل که پیش از انتخابات به طور عمومی و آشکار احمدینژاد را نامزد برتر معرفی نمود، اکنون تلاش دارد در نقش یک فرد میانهرو و بیطرف نقشآفرینی نماید. با این حال، موضعگیریهای یکسویه و جانبدارانه وی نفوذ اندک کلام وی را نیز بیاثر ساخت. حداد عادل به این نکته توجه نداشت که وی به دلیل طرفداری از احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری نمیتواند شخص مناسبی برای نقشآفرینی بیطرفانه و منصفانه باشد چه برسد به این که بخواهد انتظار داشته باشد ارزیابی غیر واقعبینانه وی از انتخابات و رویدادهای پس از آن مورد پذیرش قرار بگیرد! حداد عادل، روشن نیست از چه جایگاهی، موسوی را دعوت به گفتگو درباره نتیجه انتخابات نمود در حالی که آداب گفتگو را رعایت نکرد و به صورت یکطرفه بر موسوی تاخت و هر آنچه خواست گفت. حال سخنان حداد عادل را با سخنان لاریجانی مقایسه کنید. لاریجانی موسوی را دعوت به گفتگو نکرد چون جایگاه خودش را میدانست. لاریجانی به عنوان یک سیاستمدار چشم خود را بر واقعیتها نبست و آگاهانه برای عبور از بحران به جای پافشاری نادرست و یک سویه بر تکلیف موسوی و طرفداران وی از حقوق آنها نیز سخن گفت. لاریجانی به جای داوری در مورد نتیجه انتخابات به درستی به داوری درباره داور-شورای نگهبان- پرداخت و با روشنی تمام اندوه و افسوس خویش را از عدم بیطرفی اعضای شورای نگهبان و حمایت آشکار آنها از احمدینژاد اعلام نمود! به راستی آقای حداد عادل و دیگر کسانی که پیوسته شورای نگهبان را به عنوان مرجع قانونی رسیدگی به شکایتها اعلام میدارند از عدم بیطرفی بیشتر اعضای شورای مزبور آگاه نیستند؟ آیا آنها نمیدانند شرط لازم، و نه کافی، داوری بیطرفی داور است؟
لاریجانی در سخنان خود به طور دقیق تلاش نمود جانب انصاف را نگاه دارد. او با نقد شفاف عملکرد یکسویه صدا و سیما به درستی بر نقش نادرست صدا و سیما در تحریک احساسات مردم اشاره نمود. او نیک میداند در دنیای امروز امکان دسترسی به منابع خبری بیش از گذشته است و اگر صدا و سیما بخواهد همچنان بر طبل بیانصافی خبری بکوبد، اعتماد مردم را از دست خواهد داد و چه چیزی برای یک رسانه به اصطلاح ملی بالاتر و ارزشمندتر از گوهر اعتماد است؟
اگر لاریجانی در سخنان خود، برخلاف سخنان یکسویه حداد عادل، از مقامهای مسوول میخواهد امکان قانونی ابراز عقیده و گردهمایی طرفدارهای نامزدها را فراهم نماید به این دلیل است که میداند توسل مقامهای عمومی به قانون برای زیر پا گذاشتن حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان ناپسندتر از زیر پا گذاشتن قانون از سوی شهروندان برای اجرای حقوق و آزادیهای اساسیاشان است. لاریجانی بیتردید به این نکته توجه داشته است که قانون و اجرای آن نمیتواند نقضکننده حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان باشد و به همین دلیل خواستار اجرای قانون با رویکرد پایبندی به حقوق شهروندی شده است. به ویژه آن که به این نکته توجه شود که در زمینه حق گردهمایی و راهپیمایی اصل بیست و هفتم قانون اساسی مقرر داشته است: «تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». آنچه که از این اصل قانون اساسی برداشت میشود آزاد بودن تشکیل اجتماعات و راهپیماییها به عنوان یک اصل میباشد که عدول از آن نیازمند ارایه دلیل میباشد و نه اجرای آن اصل! توجه به این نکته ضروری است که اصل بیست و هفتم قانون اساسی، صرفنظر از شرط عدم حمل سلاح، تنها قید «عدم اخلال در مبانی اسلام» را به عنوان مانع برگزاری آزاد تجمعات و راهپیماییها اعلام نموده است که نشاندهنده یک رویکرد حداکثری در پذیرش اصل آزادی تجتمعات و راهپیماییها است. تجربه تلخ دوران ظلم و جور پیش از انقلاب و سرکوب تجمعات و راهپیماییهای مسالمتآمیز مردم از سوی رژیم ظالم و جائر شاهنشاهی به دلیل غیر قانونی بودن، خبرگان قانون اساسی را به تدوین و تصویب اصل بیست و هفت قانون اساسی با رویکردی آزادیخواهانه و مردمگرایانه سوق داد به نحوی که برگزاری تجمع و راهپیمایی با رعایت شرایط پیشبینی شده در اصل مزبور نیازی به اجازه مقامهای دولتی نداشته باشد. اشاره لاریجانی به تدارک امکان تجمع و راهپیمایی قانونی برای نامزدها و طرفدارهایشان ناشی از درک درست از حقوق شهروندی و رویکرد آزادیخواهانه و مردمگرایانه اصل بیست و هفتم قانون اساسی بود.
لاریجانی، برخلاف حداد عادل، همچنین از صدا و سیما خواست صدای مردم را گزینشی پخش نکند و اجازه دهد که نامزدهای انتخاباتی حرفهای خودشان را در یک فضای منطقی و دور از تنش بیان نمایند. این که صدا و سیما به افرادی مانند حداد عادل، علی مطهری، احمد توکلی و … اجازه میدهد تحلیل و برداشت خودشان را، اغلب یکسویه، به مردم ارایه نمایند جز برخورد گزینشی با صدای مردم چیست؟ این که صدا و سیما با وجود اعلام آمادگی میرحسین موسوی- کسی که بنا بر آمارهای رسمی بیش از سیزده میلیون رأی آورده است- با لجبازی تمام اجازه حضور در برنامههای رادیو و تلویزیونی را به او نمیدهد چگونه قابل توجیه است؟ آقای حداد عادل نمیتوانست در سخنان خود اندکی به حقوق طرف مقابل خود احترام بگذارد و دستکم اشارهای به آن داشته باشد؟ آقای حداد عادل چنین نکرد و لاریجانی چنین کرد و به همه آموخت: «انصاف به عدالت نزدیکتر است!»