محمد هاشمی، نامی ماندگار بر تارك حقوق اساسی ايران[1]

علی حاجی پور[2]

امروزه در ایران اصطلاح «حقوق اساسی»، نام استاد هاشمی را نیز به همراه دارد.

براستی اگر دو استاد حقوق اساسی، یعنی شادروان دکتر قاضی و دکتر هاشمی نبودند، دانش حقوق اساسی امروزه در چه وضعیت دلخراشی بود و به چه بادیه هایی کشانده می شد؟

متاسفانه در ایران، بخاطر عواملی چند، از قبیل سنتی بودن حقوق جامعه و کم نفوذ بودن مفهوم «دولت» و «حقوق دولتی» در مناسبات اجتماعی مردم، «حقوق عمومی» تاکنون از جایگاه شایسته خود برخوردار نبوده است. «حقوق خصوصی» است که بیشتر به عنوان حقوق شناخته می شود زیرا روابط اجتماعی ایرانیان هنوز نیازمند قواعد حل اختلافات خصوصی است و گذار به مرحله حل اختلافات عمومی به طور جدی انجام نپذیرفته است. مردم بیشتر به متخصص قوانین و قواعد حقوق خانواده، ارث، مالکیت خصوصی، اجاره، سرقفلی، هبه، بیع و ... نیازمند هستند تا به متخصص دامنه هایی چون حقوق بشر، حقوق انتخابات، حقوق پارلمان، دادرسی دستوری و ... . گویا حقوق عمومی هنوز نیاز اولیه مردم نیست.

تفوق حقوق خصوصی بر سایر رشته های حقوقی تا آنجا پیش رفته است که عملا حقوق مساوی شده است با حقوق خصوصی. از این رو تعجب آور نیست اگر از استاد ناصر کاتوزیان به عنوان پدر حقوق ایران نام برده می شود.

در این بین، حقوق عمومی و مشعل داران آن، گمنام مانده اند، حال آنکه این حقوق عمومی و به خصوص حقوق اساسی است که اساس حقوقی جامعه را ترسیم می کند و علی القاعده متخصصان این علم باید بیشتر از متخصصان بخش های کمتر اساسی حقوق، برای جامعه حقوقی شناخته شده باشند.

در کشور فرانسه، خوشبختانه حقوق عمومی و حقوق اساسی جایگاه واقعی خود را دارد. شورای قانون اساسی از راه کنترل بر دستوریت قوانین مصوب پارلمان، نقش بزرگی در گستراندن چتر حقوق اساسی بر دامنه های حقوق خصوصی و حقوق جزا و سایر دامنه های حقوقی ایفاء می کند. از این رو، متخصصان این علم، مرجع تمام علوم حقوقی محسوب می شوند.

در ایران اما، متاسفانه هنوز نه حقوق عمومی و نه مشعل داران بزرگ و صبور آن، جایگاه حقیقی خود را در مرجع بودن نیافته اند.

این وظیفه کسانی است که حقوق عمومی خوانده یا به این رشته علاقه مند هستند که در شناساندن اساتید بزرگ این دامنه به جامعه علمی کشور کمک کنند.

ایده برگزاری نکوداشت برای استاد هاشمی، از دوست اندیشمند، آقای جواد کارگزاری دانشجوی دکترای حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی است.

نگارنده این سطور نیز که دانشجوی دکترای حقوق عمومی در دانشگاه پاریس 1 (پانتئون ـ سوربون) است، و از دانش آموختگان استاد هاشمی می باشد، افتخار همکاری در این کار بزرگ را دارد.

به عنوان تجربه ای شخصی شایسته است اشاره کنم به اینکه تاثیر اندیشه ها و نوشته های دکتر هاشمی بر گرویدن من به حقوق عمومی بسیار زیاد بوده است، چنانچه اگر کتابهای حقوق اساسی دکتر هاشمی و دکتر قاضی را مطالعه نمی کردم و با بیان شیوا و صادقانه برخاسته از عمق وجودشان، «حقوق» و «آزادی» و «دعوای قدرت و آزادی» و ... را نمی آموختم، شاید امروزه به جای اندیشیدن به مباحثی چنین بنیادین، باید به موضوعاتی از قبیل «حق شفعه» و «خیار تبعض صفقه» می اندیشیدم.

اين دو بزرگ، چونان آرش كمانگير، تير وجود خود را در كمان حقوق اساسي نهادند تا مرز هاي اين دانش بنيادين را تا قلمرو بي پايان مشتاقان برسانند و پيامش را جاودانه سازند.

امیدوارم همه حقوق عمومی دانان و دانشجویان این زمینه یا علاقه مندان به آن، در نکوداشت استاد هاشمی شرکت موثری داشته باشند.

کسانی که می خواهند مقالات خود را برای شرکت در نکوداشت بفرستند، نیاز نیست به شیوه های الکترونیک قدیمی تر از قبیل ارسال از طریق ایمیل اقدام کنند، بلکه کافی است از طریق گزینه ثبت نام در صفحه اول همین سایت، به صرف انتخاب یک نام کاربری برای خود و دادن آدرس دقیق ایمیل خود، عضو سایت شوند. بلافاصله از سوی سیستم سایت و به صورت خودکار، ایمیلی به شما ارسال می شود که حاوی اطلاعات کاربری شما (نام کاربری و کلمه عبور) است. و به این وسیله می توانید از طریق "قسمت شخصی" که لینکش در پائین تمام صفحات سایت موجود است، به «بخش خصوصی» سایت وارد شوید و مقاله خود را در زیر بخش مربوط به همایش بنویسید (حقوق عمومی> حقوق اساسی> همایش نکوداشت استاد سید محمد هاشمی). می توانید مقاله خود را در آنجا ذخیره کرده و هر بار که خواستید، به آن مراجعه کرده و آنرا ویرایش کنید. با نهایی شدن مقاله، می توانید با انتخاب گزینه «درخواست برای انتشار»، آنرا به مدیریت بخش ارسال دارید و به این ترتیب مقاله خود را کاندیدای شرکت در همایش کنید.

امید آنکه فرزندان حقوق عمومی بتوانیم یاد استاد هاشمی، این پدر علمی خود را نیکو داریم.

 



[1]این مقاله در سایت حقوق، بخش همایش بزرگداشت استاد سید محمد هاشمی، آمده است.

[2]دانشجوی دکترای حقوق عمومی در دانشگاه پاریس 1 (پانتئون ـ سوربون).

+ نوشته شده توسط جواد کارگزاری در 85/06/31 و ساعت |