آموزش شهروندي دموكراتيك[1]
دكتر رضا اسلامي[2]
در مفهوم شهروندي، حقوق و آزاديهايي براي شهروندان در نظر گرفته ميشود كه در تعيين آنها، دولت هيچ نقشي ندارد و شهروند با برخورداري از اين حقوق و آزاديها با نهاد قدرت و دولت يك رابطه حقوقي برقرار ميكنند.
در دورههاي گذشته كه رابطه فرد با نهاد دولت، يك رابطه مبتني بر قدرت بود، حاكميت، افراد را رعيت خودش ميدانست و يا حداكثر اتباع خودش و به طور كلي به عنوان شهروند نميشناخت و در همان چارچوب، حقوق يا آزاديهايي را براي آنها در نظر ميگرفت.
هر وقت هم كه دلش ميخواست آن حقوق و آزاديها را كم و زياد ميكرد. اما ...
[1]سخنراني در همايش انسانشناسي فرهنگي و اخلاق شهروندي. متن این سخنرانی از سایت اطلاع رسانی روزنا گرفته شده است.
[2]استادیار- کرسی حقوق بشر،صلح و دموکراسی یونسکو، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی.
شهادت امام حسین و آموزه های حقوق عمومی
یکی از اندوه بارترین رویدادهای تاریخ اسلام شهادت امام حسین- درود خدا بر او باد- و خویشان و یاران او است که به دست حکومت وقت انجام گرفت. این رویداد از زمان رخداد همواره اثرگذاری خود را بر زندگی مسلمان ها داشته است. با این حال، اثرگذاری مزبور هیچ گاه به عمق باورها و هنجارهای جامعه های مسلمان رسوخ نکرده و بیشتر در سطح باقی مانده است. از زاویه دید حقوق عمومی و در پرتو آموزه های آن نکته های زیر قابل بیان است.
نکته نخست این که امام حسین با عمل خود نشان داد که قدرت حاکم تا آن جا مورد پذیرش است که ارزش ها و هنجارهای بنیادین جامعه را زیر پا نگذارد. لازم به ذکر است که این ارزش ها و هنجارها از زمانی به زمانی دیگر و از جامعه ای به جامعه ای دیگر تفاوت دارد. برای نمونه در زمان کنونی مجموعه ارزش ها و هنجارهایی زیر عنوان حقوق بشر از پذیرش همگانی برخوردار می باشند. بدیهی است قدرت حاکم تا آن جا می تواند مورد پذیرش باشد که اعمال قدرت خود را محدود به آن نماید. در غیر این صورت قدرت مزبور مشروعیت خود را از دست داده و پذیرش پذیر نیست. در همین زمینه اعلامیه حقوق بشر و شهروند 1793 بیان می دارد: «هنگامی که حکومت حقوق مردم را مورد تجاوز قرار دهد، شورش برای همه یا بخشی از مردم از زمره مقدس ترین حقوق و واجب ترین تکالیف است»....
از كميسيون حقوقبشر تا شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد[1]
گفتوگو با محمد شريف[2]
سعيد مدني
كميسيون حقوق بشر سازمان ملل سالهاست كه فعاليت دارد. براساس چه ضرورتهايي اين كميسيون شكل گرفت و چه سيري را پشت سر گذاشت؟
زمانيكه سازمان ملل متحد تشكيل شد، سه هدف فراروي اين سازمان قرار گرفت كه اين سه هدف ضمن ماده يك منشور ملل متحد بهعنوان اساسنامه سازمان طرح شده؛ هدف اول حفظ صلح و امنيت بينالمللي بود، به اين علت كه سازمان بعد از جنگ خونبار دوم جهاني تشكيل شده بود. هدف دوم، توسعه روابط دوستانه بين اعضاي جامعه بينالمللي و هدف سوم، همكاري بينالمللي در طرح و يا حل مسائلي است كه جنبههاي بشردوستانه دارد. در دهههاي اول تشكيل سازمان ملل متحد، هدف اول يعني تحكيم صلح و امنيت بينالمللي و پاسداري از بقاي آن، بيشتر مورد نظر بود، زيرا جامعه جهاني تازه از جنگ دوم جهاني خلاصي پيدا كرده بود.
مسئله حقوق بشر، با اينكه در زمره اهداف ذكر شده بود، ولي در دهههاي اول چندان جايگاهي را در فعاليتهاي سازمان ملل متحد به خودش اختصاص نميداد. اما در يك و نيم دهه اخير جامعه بينالمللي و روابط بين اعضا و كشورها به گونهاي شكل گرفت كه اين نتيجه حاصل شد كه تحكيم صلح و امنيت بينالمللي و بقاي آن در پرتو گسترش حقوقبشر امكانپذير است. به همين دليل حقوقبشر به هدفي تبديل شد كه بيشتر در كانون توجه سازمان ملل متحد قرار گرفت. منتها موضوع مورد بحث اين بود كه كدام ركن سازمان به اين قضيه بپردازد. در پروسه و روند كار، يكي از اركان اصلي سازمان مللمتحد يعني شوراي اقتصادي ـ اجتماعي، مبادرت به تشكيل يك نهاد فرعي بهنام كميسيون حقوقبشر كرد كه عهدهدار تحقق وظيفه مندرج در بند 3 ماده يك سازمان ملل متحد شد. كميسيون در آغاز ...
[2]دكترمحمدشريف؛ حقوقدان و عضو هیأت علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي.